عشق به تنها بودن، به مثابه ی کشاننده ای مستقیم و اصیل ظاهر نمی شود، بلکه به طور غیر مستقیم و به ویژه نزد اذهان شریف تر به تدریج رشد می کند و با مقاومت در برابر کشش به جمع، شکل می گیرد و حتی گاهی با وسوسه های مفیستوفلسی [ ابلیس در فاوست گوته ] روبرو می شود که مخالف آن است :
« پس، از این بازی غم آلود که مانند کرکسی جان ترا پاره پاره می کند دست بدار. مصاحب تو هر اندازه بد باشد، باز در میان انسان ها احساس خواهی کرد که انسانی هستی. »
تنهایی، سرنوشت هر انسان برجسته است : این گونه انسان ها گاهی از تنهایی آه می کشند اما همیشه تنهایی را به مثابه ی مصیبتی کوچک تر انتخاب می کنند. آدمی با افزایش سن می تواند این جمله را پیوسته آسان تر و طبیعی تر به خود بگوید که : « شهامت خردمند بودن را داشته باش. »
( شوپنهاور)
.........
ما را در سایت ...... دنبال میکنید
برچسب: عشق به تنهایی,عشق به تنهایی کافی نیست,تنها عشق به خدا, نویسنده: بازدید: 38 تاريخ: دوشنبه 29 آذر 1395 ساعت: 22:06