بسیاری از روانشناسان
تمام حالات و کنش های انسان را گرچه بوسیله ی چشم و دست و پا انجام می شود، مربوط به امور جنسی می دانند و هرگونه کنش و حالتی که در آدمی دیده شود بایستی ریشه ی آن را در امور جنسی جستجو نمود مثل اینکه گرسنگی و تشنگی هم چون پایه اش بر هوس قرار دارد آنرا یکی از نتایج مهم امور جنسی فرض کرده اند...
شاید تعجب آور باشد از اینکه در مورد تفسیر حالات و کیفیات ابتدایی انسان که رابطه ای بین هستی من و هستی دیگری است واحد آگاهی و وحدانی را پیش می کشیم که بایستی آن را جزء فعالیت های روانی قرار داد، ولی ما بارها گفته ایم که تن آدمی وسیله ای برای فعالیت های روانی است و آنچه که بوسیله دست و پا و چشمان و اعضای بدن از ما ظاهر می شود ریشه اش در فعالیت های روانی ماست.
شاید این موضوع یکی از امتیازات مخصوص انسان باشد که بین جنس نر و ماده فرق گذاشته باشند و این اختلاف تابع اصولی است و از نظر کلی می توان گفت که هریک از افراد که دارای بدن کامل باشند بایستی از لحاظ روانی نیز امتیازات مخصوص داشته باشند.
می گویند که انسان یک موجود جنسی است برای اینکه میل و هوس حقیقی دارد و اگر بر خلاف این بود چطور؟
اگر جنس غیر از یک آلت و وسیله نبود چه نتیجه ای بدست می امد؟
اگر انسان آلت جنسی نداشت خودش در دنیا تنها می ماند و محتاج به این نبود که با دیگران تماس داشته باشد، زیرا در آن وقت خواسته و هوس بوجود نمی آمد، عشق و محبت وجود نداشت و مرد و زن مجبور نبودند یکدیگر را دوست بدارند و تولید مثل کنند، در آن زمان دنیایی تنها بوجود می آمد که هرکس برای خودش زندگی می کرد، حسادت و نفرت هم وجود خارجی نداشت و امور جهان با همکاری یکدیگر و از روی یک آگاهیِ مخصوص به نتیجه کلی نمی رسید، آن روز هرکدام برای خود خدایی می شدند که در فضای بی نهایت جهان برای خودشان زندگی می کردند.
ژان پل سارتر
هستی و نیستی
ترجمه عنایت الله شکیبا پور
.........
ما را در سایت ...... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 2:07