
معرفت شناسی (epistemology) از کم پیوند ترین بخش های فلسفه با حکمت است و نظریه ای بسیار ذهنی و مجرد است که از لحاظ عملی کم ارتباط ترین بخش با حوزه های دیگر است .xa0مثلا هیوم که یکی از بزرگترین متفکران این قلمرو استxa0 خود پیش بینی کرد که چون استدلالات و نتایج وی بسیار ذهنی و غیر عملی و دور از دسترس است ، هیچ یک از خوانندگان کتابش بیش از یک ساعت گفته های او را باور نخواهند کرد و در مقابل شکاکیت وی تاب نخواهند آورد!xa0لذا راسل گرچه از طرفداران سرسخت هیوم است و اندیشه ی فلسفی وی به هیوم نزدیک تر است...
ادامه مطلب
عشق به تنها بودن، به مثابه ی کشاننده ای مستقیم و اصیل ظاهر نمی شود، بلکه به طور غیر مستقیم و به ویژه نزد اذهان شریف تر به تدریج رشد می کند و با مقاومت در برابر کشش به جمع، شکل می گیرد و حتی گاهی با وسوسه های مفیستوفلسی [ ابلیس در فاوست گوته ] روبرو می شود که مخالف آن است :xa0« پس، از این بازی غم آلود که مانند کرکسی جان ترا پاره پاره می کند دست بدار. مصاحب تو هر اندازه بد باشد، باز در میان انسان ها احساس خواهی کرد که انسانی هستی. »xa0تنهایی، سرنوشت هر انسان برجسته است : این گونه انسان ها گاهی از ...
ادامه مطلب
هانا ارنت :بدترین کسان انانی هستند همچون آیشمن که هرگز زحمت آشنایی با آن خویشتن درونی را به خود نداده اند . آیشمن از نظر روانی به علت فقدان تخیل نمی توانست مجسم کند که قربانیانش چه رنجی می کشند . تخیل نیرویی است که انسان را قادر می سازد در نزد خودش ، در عالم ذهن ، ابعاد انسانی و اخلاقی تبه کاری را چون واقعیتی ملموس مجسم کند. آیشمن عاجز از تفکر نمی توانست در درون با خودش ، وارد بحث و گفتگو شود....
ادامه مطلب
دوستت دارم بی آنکه بدانم چطور، کجا، یا چه وقت؟چه آسان دوستت دارمبی هیچ غرور یا دشواری"تو "را اینگونه دوست دارمچون طریقی دیگر برایش نمی دانمآن چنان به هم نزدیکیم که دست های تو بر گردنمگوئی دست های من استو آن طور در هم تنیده ایم کهوقتی چشمانت را می بندیمن به خواب می روم پابلو نرودا ...
ادامه مطلب
امانوئل کانت : افکاری که مضمونی ندارند پوچ و شهودهایی که مفهومی را در بر نگیرند تاریکی هستند . "اسپینوزا راهِ جدیدی پیشِ روی علم و فلسفه گشود: او بر این عقیده بود که ما حتی نمی دانیم یک بدن چه می تواند کرد ؛ ما از آگاهی سخن می گوییم ، و از دهن ؛ دربابِ همه اینها وراجی می کنیم، اما نمی دانیم یک بدن به چه [کاری] تواناست، نیروهایش کدام اند و مهیای چه [کاری] اند. نیچه می داند که زمانِ [مناسب] فرا رسیده است : «در دوره ای به سر می بریم که آگاهی فروتن می شود.» فرا خواندنِ آگاهی به فروتنیِ بایسته، شناسا...
ادامه مطلب
بسیاری از روانشناسان تمام حالات و کنش های انسان را گرچه بوسیله ی چشم و دست و پا انجام می شود، مربوط به امور جنسی می دانند و هرگونه کنش و حالتی که در آدمی دیده شود بایستی ریشه ی آن را در امور جنسی جستجو نمود مثل اینکه گرسنگی و تشنگی هم چون پایه اش بر هوس قرار دارد آنرا یکی از نتایج مهم امور جنسی فرض کرده اند... شاید تعجب آور باشد از اینکه در مورد تفسیر حالات و کیفیات ابتدایی انسان که رابطه ای بین هستی من و هستی دیگری است واحد آگاهی و وحدانی را پیش می کشیم که بایستی آن را جزء فعالیت های روانی قرار...
ادامه مطلب